پروبیوتیکها ممکن است به محافظت از عملکرد شناختی سالمندان کمک کنند

نتایج یک کارآزمایی بالینی نشان میدهد مصرف روزانه مکمل پروبیوتیک چندسویه به مدت ۲۴ هفته، با بهبود برخی عملکردهای شناختی و کاهش سطح خونی یک نشانگر مرتبط با بیماری آلزایمر در سالمندان مبتلا به اختلال شناختی اولیه همراه بوده است. بااینحال، پژوهشگران تأکید میکنند که برای اثبات اثر این مکملها بر پیشگیری یا درمان آلزایمر به مطالعات بیشتری نیاز است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از Journal of Alzheimer’s Disease، نتایج یک کارآزمایی بالینی نشان میدهد مصرف روزانه ترکیبی از چند سویه باکتری مفید به مدت حدود شش ماه، ممکن است به بهبود برخی عملکردهای شناختی و کاهش یکی از نشانگرهای خونی مرتبط با بیماری آلزایمر در سالمندان مبتلا به اختلال شناختی اولیه کمک کند. بااینحال، برای تأیید این اثرات به مطالعات بزرگتر و طولانیتر نیاز است.
نتایج یک کارآزمایی بالینی جدید نشان میدهد برخی ترکیبات پروبیوتیکی ممکن است در محافظت از عملکرد شناختی سالمندان و کاهش بعضی نشانههای اولیه مرتبط با بیماری آلزایمر نقش داشته باشند.
در این مطالعه، سالمندان مبتلا به اختلال شناختی اولیه که به مدت حدود شش ماه روزانه مکمل پروبیوتیک چندسویه مصرف کردند، در مقایسه با افرادی که دارونما دریافت کرده بودند، در چند آزمون شناختی عملکرد بهتری داشتند. همچنین، سطح خونی نشانگر زیستی pTau181 در گروه دریافتکننده پروبیوتیک بهطور معناداری کاهش یافت.
این نشانگر، شکل خاصی از پروتئین تاو فسفریلهشده را اندازهگیری میکند که با تغییرات مغزی مرتبط با بیماری آلزایمر ارتباط دارد. در برخی بیماریهای تحلیلبرنده عصبی، پروتئینهای تاو به شکل غیرطبیعی تجمع پیدا میکنند و در سلولهای مغزی گرههای پروتئینی تشکیل میدهند. افزایش سطح pTau181 خون نیز ممکن است پیش از بروز علائم آشکار زوال عقل مشاهده شود.
بااینحال، پژوهشگران تأکید میکنند که این یافتهها به معنای اثبات توانایی پروبیوتیکها در ازبینبردن گرههای پروتئینی تاو در مغز نیست. نتایج مطالعه که در مجله «بیماری آلزایمر» (Journal of Alzheimer's Disease) منتشر شده است، مقدماتی هستند و هنوز نمیتوان از این مکملها بهعنوان درمان اثباتشده آلزایمر یاد کرد.
بررسی اثر پروبیوتیکها در یک کارآزمایی بالینی
این پژوهش روی شرکتکنندگان مجموعه مطالعات طولی کره جنوبی درباره افت شناختی، موسوم به کوهورت بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط با آن در گوانگجو (GARD)، انجام شد.
در ابتدا ۱۰۰ نفر بهصورت تصادفی در گروه دریافتکننده پروبیوتیک یا دارونما قرار گرفتند. در نهایت، ۴۰ نفر در گروه پروبیوتیک و ۴۷ نفر در گروه دارونما، دوره ۲۴ هفتهای مطالعه را به پایان رساندند.
این مطالعه به روش دوسوکور انجام شد؛ به این معنا که نه شرکتکنندگان و نه پژوهشگران نمیدانستند چه کسی مکمل پروبیوتیک و چه کسی دارونما دریافت میکند.
مکمل مورد استفاده در این پژوهش با کد KL-P301 شناخته میشود و حاوی سه سویه باکتریایی از گروههای بیفیدوباکتریوم آنیمالیس، لیموسیلاکتوباسیلوس فرمنتوم و لِویلاکتوباسیلوس برویس بود. شرکتکنندگان میتوانستند پودر مکمل را بهتنهایی یا پس از حلکردن در آب مصرف کنند.
پس از ۲۴ هفته، سطح خونی pTau181 در گروه دریافتکننده پروبیوتیک بهطور معناداری کاهش یافت، درحالیکه این تغییر در گروه دارونما مشاهده نشد.
بهبود برخی عملکردهای شناختی سالمندان
نتایج آزمونهای شناختی نیز نشان داد شرکتکنندگانی که پروبیوتیک دریافت کرده بودند، پس از ۲۴ هفته در برخی ارزیابیهای شناختی عملکرد بهتری داشتند.
امتیاز آنها در مقیاس ارزیابی بالینی زوال عقل نیز بهبود معناداری نشان داد. افزون بر این، عملکرد شرکتکنندگان در برخی تکالیف مربوط به تفسیر اطلاعات دیداری، درک روابط فضایی و ترسیم شکلهای پیچیده بهتر شد؛ هرچند همه تفاوتها در مقایسه با گروه دارونما از نظر آماری معنادار نبودند.
پژوهشگران به سرپرستی کانگهو چوی و کون هو لی، متخصصان مغز و اعصاب در کره جنوبی، میگویند کاهش همزمان pTau181 خون و حفظ یا بهبود برخی تواناییهای دیداریـفضایی و حافظه دیداری، شواهدی را در حمایت از نقش احتمالی تعامل میان میکروبیوم روده، سیستم ایمنی و مغز در مراحل اولیه فرایندهای تحلیلبرنده عصبی فراهم میکند.
ارتباط سلامت روده با التهاب و مغز
این یافتهها با مجموعهای از پژوهشهای پیشین همراستا هستند که ارتباط احتمالی میان میکروبیوم روده و سلامت مغز را بررسی کردهاند.
در برخی کارآزماییهای قبلی روی بیماران مبتلا به آلزایمر تشخیصدادهشده، مصرف مکملهای پروبیوتیکی حاوی ترکیباتی از بیفیدوباکتریوم و لاکتوباسیلوس با بهبود برخی نشانگرهای خونی مرتبط با عملکرد مغز و کاهش شاخصهای التهاب و استرس اکسیداتیو همراه بوده است.
در مطالعه جدید نیز پژوهشگران تغییرات نشانگرهای التهابی را بررسی کردند. اگرچه تغییر بیشتر این نشانگرها پس از ۲۴ هفته محدود بود، سطح یکی از آنها به نام اینترلوکین یک بتا (IL-1β) در گروه پروبیوتیک نسبت به گروه دارونما کاهش بیشتری داشت.
به گفته پژوهشگران، این نتیجه ممکن است نشاندهنده اثر ضدالتهابی انتخابی ترکیب پروبیوتیکی بر برخی مسیرهای مرتبط با سیتوکینها باشد.
یکی از فرضیهها این است که اختلال در سلامت روده میتواند پاسخهای ایمنی و التهاب سیستمیک را فعال کند؛ فرایندهایی که احتمال دارد بر سد خونیـمغزی تأثیر بگذارند یا در التهاب عصبی و آسیب نورونها نقش داشته باشند. در مقابل، تغییر ترکیب میکروبیوم روده از طریق مصرف پروبیوتیکها ممکن است بر برخی از این فرایندها اثر بگذارد.
بااینحال، هنوز مشخص نیست که پروبیوتیکها تا چه اندازه میتوانند سلامت روده را بهطور پایدار بهبود دهند و آیا این تغییرات واقعاً به محافظت از مغز منجر میشوند یا خیر.
پروبیوتیکها میتوانند از آلزایمر پیشگیری کنند؟
پژوهشگران تأکید میکنند که نتایج فعلی برای نتیجهگیری قطعی درباره پیشگیری یا درمان بیماری آلزایمر کافی نیستند. اگرچه کاهش نشانگر خونی pTau181 و بهبود برخی عملکردهای شناختی امیدوارکننده است، این یافتهها بهتنهایی نشان نمیدهند که روند بیماری در مغز متوقف شده یا احتمال ابتلا به زوال عقل کاهش یافته است.
بخش مهمی از شواهد مربوط به اثرات پروبیوتیکها بر مغز از مطالعات حیوانی به دست آمده است؛ نتایجی که لزوماً در انسان تکرار نمیشوند.
نویسندگان مطالعه خواستار انجام کارآزماییهای بالینی بزرگتر و طولانیتر هستند تا ماندگاری اثرات مکمل، اهمیت بالینی آنها و ارتباط تغییرات شناختی با نشانگرهای زیستی آلزایمر بررسی شود. استفاده از تصویربرداری PET برای ارزیابی تجمع پروتئینهای تاو و آمیلوئید بتا نیز میتواند به روشنشدن این ارتباط کمک کند.
به گفته پژوهشگران، ترکیب پروبیوتیکی بررسیشده ممکن است در آینده بهعنوان رویکردی غیردارویی برای مطالعه و مدیریت مراحل اولیه بیماری آلزایمر مورد توجه قرار گیرد؛ اما پیش از هرگونه توصیه درمانی، باید اثربخشی و ایمنی آن در پژوهشهای بیشتر تأیید شود.




