• کدخبر: 39435
  • تاریخ انتشار خبر: ۳:۵۹ ب.ظ - چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۳
  • چاپ خبر
نکاتی در مورد متعه؛

مروری بر احکام ازدواج موقت

کلمه مُتعِه که «اسْتَمْتَعْتُم» از آن گرفته شده، در اسلام به معنی ازدواج موقت است. خداوند متعال در این آیه شریفه بر لزوم پرداخت مهری که برای ازدواج موقت مقرر شده است؛ تأکید دارد. این نحوه بیان نشان می‌دهد که اصل جواز ازدواج موقت، مسأله‌ای مسلم بوده و تأکید خداوند در قرآن کریم، صرفاً بر لزوم پرداخت مهریه است.

به گزارش آرمان زنان، یکی از احکامی که در شریعت اسلام بدان اشاره شده، متعه یا ازدواج موقت است. ازدواجی که به خاطر نوع متفاوت آن، احکام و شرایط متفاوتی را نیز به دنبال دارد که لازم است به آنها توجه شود؛ چراکه گاهی برخی از خانواده‌ها پیش از عقد دائم، برای آشنایی بیشتر طرفین، اقدام به اجرای عقد موقت می‌کنند و ازاین‌رو آشنایی اولیه با برخی از احکام این حکم الهی ضروری است.

به نقل از مهرخانه، زن و مرد به واسطه عقد ازدواج به یکدیگر حلال می‌شوند؛ چه این عقد دایم باشد و چه دارای زمان محدود و مشخص. در آیه ۲۴ سوره نساء به نکاح موقت اشاره شده است: «أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَهً وَ لاجُناحَ عَلَیْکُمْ فیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَریضَهِ.» و غیر این‌ها برای شما حلال شده که با اموال خود به ازدواج بطلبید؛ درحالی‌که خوددار از گناه و دور از زنا باشید، و با هر زنی از آنان که ازدواج موقت کردید، مهر او را به عنوان واجب (مالی) بپردازید، و بر شما گناهی نیست پس از تعیین مهر واجب در آن‌چه بدان توافق کنید.

کلمه مُتعِه که «اسْتَمْتَعْتُم» از آن گرفته شده، در اسلام به معنی ازدواج موقت است. خداوند متعال در این آیه شریفه بر لزوم پرداخت مهری که برای ازدواج موقت مقرر شده است؛ تأکید دارد. این نحوه بیان نشان می‌دهد که اصل جواز ازدواج موقت، مسأله‌ای مسلم بوده و تأکید خداوند در قرآن کریم، صرفاً بر لزوم پرداخت مهریه است.

شروط لازم در متعه
الف- زمان معین

یکی از شروط صحت عقد متعه، ذکر مدت در آن است؛ این مدت باید معین و مشخص باشد؛ به‌طوری‌که قابل افزایش یا کاهش و مبهم و کلی نباشد؛ یعنی مانند قید چند روز، چند ماه یا تا بازگشت حاجیان از مکه (۱) نباشد. به عقیده اغلب فقها، در صورت عدم ذکر مدت، عقد موقت تبدیل به دائم خواهد شد (۲). این عده معتقدند که لفظ ایجاب به کار رفته در عقد، برای هر دو نوع عقد دائم و موقت دلالت دارد و تنها در متعه بر مدت، و در دائم بر دوام تأکید دارد. ضمن این‌که در نگاه این گروه اصاله‌الصحه، مانع از بطلان عقد خواهد شد (۳). و البته برخی از روایات نیز بر دائمی شدن عقد در صورت عدم ذکر مدت دلالت دارند (۴).

البته برخی دیگر از فقها معتقدند چون قصد اولیه بر دائمی بودن وجود نداشته است، عقد باطل خواهد شد (۵) چراکه در این عقد، مدت شرط است و اگر در آن خللی وارد شود، مشروط نیز از بین خواهد رفت و عقد باطل خواهد شد (۶). در این نگاه، ازآن‌جاکه عقود تابع قصود هستند، در این عقد نیز قصد بر موقت بودن قرار گرفته بود، اما به دلایلی مدت آن‌ که شرط صحت عقد نیز بود، ذکر نشد، ازاین‌رو، باتوجه به آن‌که قصد طرفین امری به جز عقد دائم بود، نمی‌توان حکم به دائمی شدن عقد داد (۷).

در این میان برخی نیز میان دو واژه «انکحت» و «متعت» در صیغه نکاح موقت تفاوت قائل شده و معتقدند در صورتی که صیغه با «انکحت» خوانده شده باشد و زمان مشخص نشده باشد، تبدیل به عقد دائم می‌شود و در غیر این‌صورت خیر (۸).

مقلدین لازم است در این زمینه به نظر مرجع تقلید خود مراجعه کنند؛ چراکه نظرات فقهای معاصر نیز تابع این اختلافات و تفاوت اقوال است.

ب- مهریه معلوم
از دیگر شروط صحت عقد متعه، ذکر مهر است و اگر ذکر نشود، عقد باطل است (۹). سایر شروط مهریه نیز مانند عقد دائم است: «معتبر است که مهر مالیت داشته باشد، … و معتبر است که با کیل یا وزن در مکیل و موزون، و با شمردن در معدود؛ و با مشاهده یا وصفی که رافع جهالت باشد، معلوم باشد. و مقدار آن بستگی به رضایت طرفین دارد؛ کم باشد یا زیاد» (۱۰).

ج- خواندن صیغه نکاح
مسلماً مهم‌ترین رکن نکاح، خواندن صیغه عقد است که با همان شرایط صیغه عقد دائم است (۱۱). با این تفاوت که ایجاب متعه که توسط زن خوانده می‌شود، به قول مشهور، باید با یکی از الفاظ «زوجتک»، «متعتک» یا «أنکحتک» باشد و با الفاظ دیگری مانند «تملیک»، «هبه» و «اجاره» منعقد نمی‌شود. قبول نیز توسط مرد با لفظی که بر انشاء رضایت او دلالت کند -مانند «قبلت النکاح»، «قبلت المتعه»، «قبلت التزویج» یا «قبلت» به تنهایی- محقق خواهد شد (۱۲).

این تفاوت در الفاظ، همان نکته‌ای است که در زمان عدم ذکر مدت متعه، بدان ارجاع داده شده و مورد اختلاف فقهاست.

د- اذن ولی
در مورد شرط بودن یا نبودن اذن ولی در ازدواج دختر باکره اختلاف وجود دارد و این اختلاف ناشی از روایات این باب است. در این باب به پنج دسته روایات می‌توان اشاره کرد که دسته اول، مطلق عقد موقت دختر باکره را چه با شرط نزدیکی و چه عدم آن ممنوع دانسته‌اند. دسته دوم، بر جواز چنین عقدی حتی بدون اذن ولی دلالت دارد. دسته سوم روایاتی است که اذن ولی را لازم دانسته است (۱۳). دسته چهارم روایاتی است که بر ممنوعیت نزدیکی در چنین عقدی تأکید دارد، حتی درصورتی‌که ولی بر آن اذن داده باشد. و در نهایت، دسته آخر روایاتی است که بر جواز نکاح موقت دختر باکره، بدون اذن ولی اشاره داشته و قید آن را عدم نزدیکی دانسته است.

می‌توان چنین گفت که مسلماً اذن ولی در ازدواج موقت دختر غیربالغ شرط است و لازم، و بیشترین اختلاف در مورد دختر باکره بالغه رشیده است. در این میان با جمع میان روایات و مبنای مشهور فقها باید گفت که قول مشهور، جواز آن است (۱۴).

حجت‌الاسلام مهدی سجادی‌امین، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده در این زمینه معتقد است: «در مقام جمع بین روایات می‌توان گفت که اگر دختر بالغه رشیده در مدیریت امور زندگی خود مستقل است و خودش برای امور زندگی خود تصمیم می‌گیرد، و به تعبیر روایات، مالک امر و مالک نفسش است، در مسأله ازدواج نیز مستقل است. این روایات هم ازدواج دائم و هم ازدواج موقت را شامل می ‌شوند. اما دختر بالغه و رشیده‌ای که در مدیریت زندگی خود مستقل نیست و برای امور مهم زندگی با اذن و اجازه والدین خود تصمیم می‌گیرد و به اصطلاح روایات، در کنار والدینش زندگی می‌کند، با توجه به روایات دسته دوم، چهارم و پنجم ازدواج موقتش جایز است، اما با توجه به روایات دسته چهارم و پنجم در چنین ازدواجی نباید ازاله بکارت صورت بگیرد. روایات دسته اول نیز که دلالت بر ممنوعیت و کراهت عقد موقت با دختر باکره داشتند، بر فرض ازاله بکارت حمل می‌شوند» (۱۵).

و این برخلاف قول مشهور مراجع است که اذن ولی را در ازدواج موقت دختر باکره رشیده، به احتیاط واجب شرط دانسته‌اند.

هـ- شرط عدم نزدیکی
در این نوع عقد هریک از زن و مرد می‌توانند نسبت به چگونگی تمتع از یکدیگر، زمان و مکان آن و سایر جهات، هرگونه شرطی را که با مقتضای عقد تنافی نداشته باشد، قرار دهند (۱۶).

نکاتی در مورد متعه
الف- نفقه ایام ازدواج

برخلاف عقد دائم، نفقه ایام ازدواج موقت برعهده شوهر نیست، مگر آن‌که شرط شود (۱۷).

ب- ارث زوجین در متعه
بنابر قول مشهور، در متعه، زن و شوهر تنها با شرط کردن توارث، از یکدیگر ارث می‌برند (۱۸).

اما برخی دیگر از فقها حتی قید کردن این شرط را نیز نپذیرفته‌اند؛ صاحب جواهر در موضعی کاملاً مخالف با قول فوق، معتقد است: زوجه در نکاح موقت مطلقاً ارث نمی‌برد، خواه توارث شرط شده باشد یا خیر؛ زیرا چنین شرطی خلاف مقتضای عقد موقت است و موجب بطلان آن می‌شود (۱۹).

ج- فرزندان متعه
در ازدواج موقت نیز مانند، ازدواج دائم، در صورت حامله شدن زن، هرچند مرد عزل (ریختن منی در خارج از رحم زن، هنگام نزدیکی را عَزل گویند) کرده باشد، فرزند از آن شوهر است، مگر آنکه او فرزند را از خود نفی کند که در این صورت، بدون نیاز به لعان، فرزند بر حسب ظاهر از او نفی می‌شود؛ هرچند جایز نیست مرد بدون علم به انتفا، نفی ولد کند (۲۰).

چگونگی اتمام ایام متعه
باتوجه به زمان‌دار بودن متعه، طلاق در ازدواج موقت جایگاهی ندارد و زن و شوهر با تمام شدن مدت یا بخشیدن آن توسط مرد، از یکدیگر جدا می‌شوند (۲۱).

در مورد بخشیدن مدت، این نکته قابل ذکر است که مرد می‌تواند همه مدت یا مقداری از آن را به زن ببخشد، و نیازی به قبول زن نیست (۲۲).

عده متعه
زن پس از تمام شدن مدت متعه یا بخشیدن مدت از جانب مرد، در صورت دخول و عدم حاملگی و حیض نشدن در سن حیض، باید چهل و پنج روز عده نگه دارد و در صورت حیض شدن، در این‌که عده او دو حیض است‌ یا یک حیض یا یک حیض و نصف آن و یا دو طهر (پاکی از حیض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است. عده زن حامله نیز مانند عده ازدواج دائم، وضع حمل او است (۲۳).

بنابر قول مشهور، زن غیرحامله‌ای که شوهرش فوت کرده است، باید چهار ماه و ۱۰ روز عده نگه دارد، البته برخی نیز قائل به نصف آن شده‌اند. عده زن در صورت حامله بودن، بیشترین مدت از زمان وضع حمل و زمان عده وفات است (۲۴).

پی‌نوشت
۱٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۷۶٫
۲٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۷۲-۱۷۵.
۳٫ شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۷، ص۴۴۷٫
۴٫ ن.ک: کلینی، کافی، ج۵، ص۴۵۵-۴۵۶٫
۵٫ عاملی، نهایه المرام فی شرح شرایع الاسلام، ج۱، ص۲۴۴٫
۶٫ مسالک الافهام، ج۷، ص۴۴۸٫
۷٫ علامه حلی، مختلف الشیعه، ج۷، ص۲۲۹٫
۸٫ ابن ادریس، السرائر، ج۲، ص۶۲۰٫
۹٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۶۲٫
۱۰٫ امام خمینی، تحریرالوسیله، ج۲، ص۳۰۸٫
۱۱٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۵۴-۱۵۵.
۱۲٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۵۴.
۱۳٫ عاملی، محمد بن حسن، وسائل‏الشیعه، ج۲۰، ص۲۷۰٫
۱۴٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۸۶.
۱۵٫ سایت مهرخانه، عقد موقت با دختری که در مدیریت زندگی خود مستقل نیست، بدون اذن ولی مکروه است.
۱۶٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۸۶-۱۸۹.
۱۷٫ جواهرالکلام، ج۳۱، ص۳۰۳.
۱۸٫ محقق حلی، شرایع الاسلام، ص۵۳۲٫
۱۹٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۹۰-۱۹۳.
۲۰٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۸۷.
۲۱٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۸۸.
۲۲٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۱۶۶٫
۲۳٫ مهذب الاحکام، ج۲۶، ص۹۵.
۲۴٫ جواهرالکلام، ج۳۰، ص۲۰۰.

انتهای پیام

درج دیدگاه