• کدخبر: 39089
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۰:۳۷ ق.ظ - یکشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۲۹
  • چاپ خبر
13950111000054_PhotoA

۲ شاخصه بارز در سیره اجتماعی سیاسی فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

با اندکی دقت و تأمل در زندگی حضرت فاطمه زهرا(س)، به خوبی می‌توان حضور اثر بخش و به موقع حضرت را در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی مشاهده کرد؛ البته حضور حضرت زهرا(س) در اجتماع با رعایت کمال حیا و عفاف بوده است.

به گزارش آرمان زنان، یکی از زیبایی‌های مکتب اسلام، معرفی افراد شاخص و برتری است که تبعیت و پیروی از آنان می‌تواند دسترسی به سعادت و کمال را به راحتی فراهم سازد. در واقع سبک و سیاق زندگی این افراد اسوه و برتر، چراغ راهی است برای کسانی که به دنبال مسیر کمال و سعادت در دنیا و آخرت می‌گردند.

به راستی که اقتباس و الگو برداری از زندگی این اسوه‌های برتر زندگی، دستیابی به سعادت و خوشبختی را آسان می‌کند؛ چرا که با بودن یک الگوی نمونه، پیداکردن مسیر صحیح زندگی کار سخت و دشواری نخواهد بود. یکی از بارزترین اسوه‌های مطلوب و مورد تأیید آیین اسلام شخصیت والا مقام دخت پیامبر گرامی اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها است.

سیره اجتماعی سیاسی فاطمه زهرا(س)

آیین و مکتب اسلام، آیینی است که تنها به امور فردی و عبادی افراد توجه نداشته است؛ بلکه به اموری همچون زندگی اجتماعی، سیاسی، و همچنین زندگی خانوادگی نیز توجه خاص دارد، که در اینجا به گوشه کوچکی از این امور در سیره و سبک زندگی حضرت زهرا (س) اشاره می‌کنیم:

۱-حضوری با حیا و عفت: با اندکی دقت و تأمل در زندگی اسوه‌ تقوا، پرهیزکاری، حیاء و پاکدامنی فاطمه زهرا(س)، به خوبی می‌توان حضور اثر بخش و به موقع حضرت را در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی مشاهده کرد؛ البته حضور حضرت زهرا(س) در اجتماع با رعایت کمال حیا و عفاف بوده است، بهترین شاهد و گواه بر این مطلب را می‌توان در دیدار شخص نا بینا با حضرت مشاهده کرد، زمانی که شخص نابینایی بر در منزل ایشان حاضر می‌شوند، با توجه به اینکه او از نعمت بینایی محروم بود، با این حال حضرت فاطمه زهرا(س) با حیا و عفت در مقابل او حاضر می‌شوند. این مطلب در منابع اسلامی این چنین بیان شده است:

قطب الدین راوندى(۵۷۳ ه) در کتاب نوادر از حضرت على(ع) نقل کرده است که:

« نَوَادِرُ الرَّاوَنْدِیِّ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ عَلِیٌّ(ع) اسْتَأْذَنَ أَعْمَى عَلَى فَاطِمَهَ(س) فَحَجَبَتْهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَهَا لِمَ حَجَبْتِیهِ وَ هُوَ لَا یَرَاکِ فَقَالَتْ(علیها السلام) إِنْ لَمْ یَکُنْ یَرَانِی فَإِنِّی أَرَاهُ وَ هُوَ یَشَمُّ الرِّیحَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَشْهَدُ أَنَّکِ بَضْعَهٌ مِنِّی؛ شخصى که نابینا بود از حضرت فاطمه(س) اجازه خواست تا به حضور او برود، حضرت فاطمه اجازه داد ولى در طول ملاقات حجاب بر سر داشت. پیامبر خدا(صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) به او فرمود: چرا حجاب در بر سر نمودى در حالى که او تو را نمى‏ دید؟ حضرت فاطمه فرمود: اگر او مرا نمى‌‏بیند، من او را مى‌بینم، و او بوى تن مرا نیز حسّ مى‌کند. پیامبر فرمود: شهادت می‌‌دهم که تو پاره‌‏اى از وجود من هستى.»

همچنین مسئله «حیا» در برخورد با نامحرمان را در داستان قرآنی حضرت موسی و دختران حضرت شعیب نیز به خوبی می‌توان مشاهده کرد، وقتی خدای متعال عفت و حیای دختران شعیب(ع) را این چنین در آیه ۲۵ سوره مبارکه «قصص» می‌ستاید: « فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی‏ عَلَى اسْتِحْیاء؛ پس یکى از آن دو زن- در حالى که به آرامی گام بر مى‌داشت- نزد وى آمد.»

۲-عدالت خواهی و ظلم ستیزی: از دیگر از شاخص‌های سیره اجتماعی سیاسی فاطمه زهرا(س) که در سرتاسر زندگی ایشان متبلور بوده است، شاخص عدالت خواهی و ظلم ستیزی است. این موضوع را به خوبی می توان در دفاع از مقام ولایت مشاهده کرد.

بزرگ‌ترین ظلمی که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام بر امت اسلامی وارد شد و خود سرمنشأ ظلم‌های فراوان دیگر بود، غصب جانشینی پیامبر گرامی اسلام بود. با جریان ثقیفه و غصب جانشینی پیامبر اکرم(ص)، حضرت زهرا(س) همپای امیرالمؤمنین علی(ع)، کوچه به کوچه به دنبال دادخواهی از ظلمی بود که بر امام علی(ع) وارد شد بود.

نقل شده است امام علی(ع) با حضرت زهرا(س) بر در خانه انصار حاضر می‌‌شدند، و از آنها یاری می‌طلبیدند، و فاطمه زهرا(س) نیز از آنها می‌‌خواست که علی(ع) را یاری کنند، آنها در جواب می‌گفتند: ما با این مرد(ابوبکر) بیعت کرده‌‌ایم اگر علی پیش از او می‌‌آمد، ما با او بیعت می‌‌کردیم.

بنابراین، حضرت زهرا(س) یکی از زیباترین و والاترین اسوه‌های تقوا و پارسایی و حضور به موقع و همراه با حیا و عفت برای جامعه انسانی هستند، که پرداختن به همه جنبه‌های زندگی این بانوی والا مقام در این مختصر میسر نیست.

منابع:

[۱]. بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏

[۲]. شرح نهج البلاغه، ابن أبی الحدید

درج دیدگاه