• کدخبر: 37287
  • تاریخ انتشار خبر: ۸:۱۴ ق.ظ - یکشنبه ۱۳۹۵/۱۰/۱۲
  • چاپ خبر
مقاله ای با محتوای زن در کتب آموزشی؛

بررسی رابطه نهادهای آموزشی و مشارکت سیاسی زنان

نتایج بررسی ها و تحلیل های انجام شده در این زمینه نشان می دهد که نقش زنان در کتب درسی چه از لحاظ کیفی و چه از لحاظ کمی با نقش هایی که مردان ایفا می کنند هیچ تشابهی ندارد و دختران در این کتاب های با نقش های اجتماعی به طور عام و نقش های سیاسی به طور خاص، که استعداد احراز آن را دارند، آشنا نمی شوند.

پایگاه تحلیلی خبری آرمان زنان – به قلم مینا نظری و مهدیه پوررنجبر، کارشناسان ارشد علوم سیاسی/ یکی از مسائل مهم جامعه شناسی معاصر، نابرابری در زمینه آموزش است. باید گفت بدون آموزش دختران و پسران، توسعه فرهنگی امکان پذیر نیست و نظام آموزشی مبتنی بر جنسیت، نخواهد توانست توسعه فرهنگی، آموزشی و اجتماعی مطلوبی را کسب کند. از این رو دولت ها ملزم به تامین و ارتقای سطح آگاهی کلیه آحاد جامعه فارغ از جنسیت، نژاد، قومیت و طبقه شده اند. با این حال می توان گفت زنان در سراسر تاریخ و در جای جای جهان، تنها به واسطه عامل جنس خود، فرصت های بی شماری را در بسیاری از زمینه های زندگی از دست داده اند.

در کنار جنبه آموزش برابر و همگانی برای تمام اقشار جامعه می توان محتوا و مباحث آموزش را نیز پیش شرط توسعه فرهنگی و در ادامه آن توسعه همه جانبه و پایدار دانست. تاکید نوشتار پیش رو بر کتب آموزشی به عنوان بخش مهم از نهادهای آموزشی از یک سو و تاثیر محتوای این کتب در فرهنگ پایدار در جامعه منجر می شود تا در این مقاله به بررسی سیمای زنان در کتب آموزشی بپردازیم و به این سوال پاسخ دهیم که زنان در کتب آموزشی به عنوان مهمترین رکن آموزش در کشور چه جایگاهی دارند؟

سیمای زن در کتب آموزشی:

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در انقلاب ۵۷ ضمن از میان برداشتن سلطه پهلوی و تغییرات سیاسی و حاکمیتی موج گسترده از تغییرات فرهنگی و ارزشی را در کشور شکل داد. تاکید دولت به امر آموزش و انجام انقلاب فرهنگی در کشور خود گواه بر این مدعاست.

مطرح شدن انقلاب ایران به عنوان انقلاب فرهنگی منجر گردید تا دولت توجه خاصی را به بخش آموزش و پرورش و سوادآموزی داشته باشد و به موفقیت های در خور توجهی دست یابد.

آمارهای موجود از سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۷ نشان از افزایش حضور زنان و دختران در مراکز آموزشی دارد، چنانچه در سال ۱۳۵۷ تنها ۳۹ درصد از دانش آموزان دوره ابتدایی دختر هستند اما در سال ۱۳۷۷ این رقم به ۴۸ درصد افزایش پیدا کرد.

عناصر تشکیل دهنده نظام آموزشی، اعم از مدیران و معلمان و کارکنان اداری و محیط های اموزشی و کتاب های درسی، هر یک نقش مهمی را در مشارکت زنان ایفا می کنند، اما در این بین کتاب های درسی به علت تاثیر گذاری در مخاطبان تاثیر بیشتری دارند. این بحث از اصلی ترین منابع اموزشی به شمار می رود که افراد در سراسر دوره های تحصیلی با ان سر و کار دارند و می تواند عنصر مهمی در مشارکت سیاسی زنان ارزیابی گردد.

در کتب درسی، این واقعیت که زنان اغلب در کنار مردان در تمامی صحنه های اقتصادی، سیاسی،فرهنگی، علمی، اموزشی مشارکت فعال دارند پوشیده می ماند و زنان عمدتا در نقش همسر، مادر، فرزند، خواهر که تنها بخشی از زندگی واقعی اوست به تصویر کشیده می شود. بررسی و تحلیل این فرضیه را می توان با نگاهی به آثاری شکل گرفته در این حیطه محور توجه قرار داد که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود.

الهه حجازی در پژوهشی با عنوان «اصلاح سیمای زن در کتاب های دوره ابتدایی: راهی به سوی دست یابی به فرصت های برابر» که در سال های ۱۳۵۸ تهیه و تنظیم شد، این واقعیت را نشان می دهد که کتاب های درسی بر اساس پیش داوری ها و قالب های ذهنی مبتنی بر تفاوت های بین دو جنس تدوین شده اند.

وی در پژوهش خود با روش تحلیل محتوا به شناسایی تصویر زن، در جلد کتاب این دوره در پنج محور تصاویر و اسامی و خانواده و فعالیت و شخصیت ها، می پردازد و نشان می دهد که حضور دختران و زنان در پنج محور ذکر شده کمتر از پسران و مردان است و در این حضور اندک نیز مادران همیشه نقش حاشیه ای را در خانواده دارند و هویت مستقل و شغلی ندارند.

همین نگاه حاشیه ای به زن، در کتب درسی موجب می شود که وی در بسیاری از رویدادهای سیاسی و تاریخی کشور، به رغم دلاوری های متعددی که از خود در حوادث گوناگون کشور از جمله انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی نشان داده است، به تصویر کشیده نشود و منزلت و مقام او در اجتماع دور از واقعیت نگاشته گردد.

مریم ابراهیمی در پژوهش با عنوان «بررسی منزلت و نقش اجتماعی زنان در کتب فارسی» با راهنمایی سیف الله سیف اللهی، فرضیه نابرابری زن و مرد را در نقش های اجتماعی و سیاسی، از طریق اطلاعات جمع اوری شده، تایید می کند.

پژوهشگر با روش تحلیل محتوا و بررسی کتاب های فارسی مدارس اموزش و پرورش ایران به این باور است که فراوانی اسامی، مشاغل، تصاویر، واژه های جنسیتی، نوع فعالیت، صفات و ویژگی های هر دو جنس با یکدیگر تفاوت دارند.

ابراهیمی نیز با استفاده از یافته های برگرفته از متن کتاب های فارسی ابتدایی و راهنمایی و متوسطه به این نتیجه می رسد که در تصاویر نقاشی شده به دختران و زنان کمتر از مردان و پسران توجه شده، چنان که از میان ۱۱۶۸ تصویر ۳۱/۲۴ درصد مربوط به زنان و ۶۸/۷۵ درصد مربوط به مردان است. در بیشتر این تصاویر، زنان در خانه و مدرسه به سر می برند و از حضور اجتماعی انها خبری نیست. این در حالی است که در این تصاویر، مردان دارای نقش های اجتماعی گوناگون مانند سیاستمدار، رزمنده، جهادگر، مبارز هستند، اما زنان در تاریخ علم و سیاست حضوری ندارند و نقشی حاشیه ای و بی فایده دارند.

پیرو همین نقش حاشیه های است که در بخش های مربوط به دفاع مقدس از هیچ زن رزمنده و اسیر یا مبارزی سخن گفته نمی شود و حتی حضور زنان در نقش های مادر و همسر شهید بسیار اندک است، اما تمام رزمندگان را غالبا مردان تشکیل می دهند که با شجاعت از انها یاد می شود.

در این کتاب ها، همچنین در درس هایی که از اشخاص مذهبی یاد می شود، تمام شخصیت های بزرگ سیاسی و مذهبی مردان هستند و هیچ متنی یا کتابی یا حدیثی از حضرت زهرا (س) و یا خطبه ای از حضرت زینب (س) یا زندگی نامه کوته ای از زنان بزرگ صدر اسلام، که در بین انها می توان شهید و مبارز و مجاهد و عالم یافت، دیده نمی شود.

در کنار شخصیت های مذهبی می توان به مشاهیر سیاسی و ملی اشاره کرد که در این کتاب ها به فراموشی سپرده شده اند، چنان که از ۷۸۲ اسم مشاهیر ۳۷ نفر مربوط به زنان و بقیه از مردان هستند و از ۱۲۲ تصویر مربوط به مشاهیر تنها ۱ تصویر مربوط به زنان است.

حجازی نیز در پژوهش خود حضور زنان را به عنوان شخصیت های سیاسی و تاریخی در کتب ابتدایی صفر درصد ارزیابی می کند و به این نتیجه می رسد که در متن و تصویر کتب ابتدایی زنان در شخصیت های سیاسی و ملی مطرح در این کتب نقش ندارد و تمام شخصیت های سیاسی و ملی از مردان هستند.

نتیجه گیری:

تاثیر مهم نهادهای آموزشی به خصوص کتب آموزشی در شکل گیری انگارهای ذهنی دختران و زنان ایران به طور مستقیم از یک سو و تاثیر غیر مستقیم این کتب بر فرایند مشارکت زنان در عرصه اجتماعی و سیاسی سوالی بود که در نوشتار حاضر به بررسی آن پرداخته شد.

نتایج بررسی ها و تحلیل های انجام شده در این زمینه نشان می دهد که نقش زنان در کتب درسی چه از لحاظ کیفی و چه از لحاظ کمی با نقش هایی که مردان ایفا می کنند هیچ تشابهی ندارد و دختران در این کتاب های با نقش های اجتماعی به طور عام و نقش های سیاسی به طور خاص، که استعداد احراز آن را دارند، آشنا نمی شوند. به همین علت است که دایره اشتغال آنها تنها معطوف به مشاغل محدودی است، در صورتی که مردان تنوع شغلی بیشتری دارند و می توانند در تمام نقش های اجتماعی کشور سهیم باشند.

حضور زنان در رشته های تحصیلی خاص و تفاوت فاحش دختران و پسران در انتخاب رشته های تحصیلی، به ویژه در دانشگاه، با توجه به نبودن هیچ محدودیتی برای ورود به رشته های دانشگاهی، گویای تحمیل کلیشه های جنسیتی در این رابطه است که منجر می شود زنان تنها طالب حضور در برخی رشته ها و مشاغل شوند و از حضور در برخی منصب های و مقام ها، از جمله حضور در عرصه قدرت، خودداری کنند و این تصویر را در ذهن خود بپرورانند که سیاست حیطه ای مردانه است.

منابع:
چابکی،ام البنین(۱۳۸۲ )”آموزش و جنسیت در ایران”،مطالعات زنان،شماره۲،سال اول،تابستان و پاییز۱۳۸۲٫
حجازی،الهه(۱۳۸۵) «اصلاح سیمای زن در کتاب های درسی ابتدایی:راهی به سوی دست یابی به فرصت های برابر»، فصلنامه تعلیم و تربیت، ش۳٫
سیف اللهی،سیف الله و مریم ابراهیمی(۱۳۸۶) «نقش و منزلت زن در کتاب های درسی فارسی مدارس، آموزش و پرورش»، فصلنامه علوم اجتمای، س۲، ش۱٫
قدسیه،نازیلا(۱۳۹۱)”تحلیل محتوای کتابهای درسی مقاطع دبستان و راهنمایی ایران و افغانستان با تاکید بر متغیرهای جنسیتی” کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد،دانشگاه اصفهان ،پایانامه کارشناسی ارشد.دانشگاه اصفهان.
ظهروند،راضیه.منشی،فایزه.ماشینی،فریده(۱۳۸۹ )”نقش ترکیب جنسیتی دانش آموزان در شاخه های نظری و مهارتی بر نرخ ورود دختران و پسران به دانشگاهها”،زن در توسعه و سیاست،تابستان۱۳۸۹،صص۳۵-۳۱٫
ناجی راد، محمد علی(۱۳۸۲)موانع مشارکت سیاسی زنان در فعالیت های سیاسی-اقتصادی پس از انقلاب،تهران:انتشارات کویر.

انتهای پیام

درج دیدگاه

تازه ها