• کدخبر: 3636
  • تاریخ انتشار خبر: ۵:۰۱ ب.ظ - سه شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۷
  • چاپ خبر

کشف حجاب چگونه رخ داد

واقعه‌ کشف حجاب که به دستور رضاخان انجام شد هم ضربه‌ ای بر پیکر دین مردم بود و هم توهین نسبت به سنتها، آداب و رسوم و شئونات یک ملت بزرگ و کهن به شمار می‌رفت.

فلسفه‌ حجاب حفظ کرامت و ارزشهای والای انسانی است که بر مبنای قرآن و احادیث استوار است. اندیشمندان اسلامی که موضوع حجاب را از جهات مختلف مورد بررسی قرار داده‌اند، بر این نکته تأکید دارند که پذیرش حجاب نه تنها به معنای کناره‌گیری از کار و قبول خانه‌نشینی نیست، بلکه توأم با خدمات اجتماعی و سیاسی زن و نیز رعایت کلیه‌ی حقوق قانونی و شناخته شده‌ اوست.

در کل، تهاجم به ارزشهای دینی و سنتی ایران همواره یکی از هدفهای مهم و اساسی استعمارگران غرب در قرن حاضر بوده است. پس از وقوع جنگ بین‌المللی اول و سقوط حکومت تزارها در روسیه استعمار انگلستان در ایران از موقعیت برتری برخوردار شد و فرصتی به دست ‌آورد تا به آرزوها و آرمانهای دیرینه‌ خویش جامه‌ عمل بپوشاند و ایران را کاملاً تحت نفوذ خود درآورد. انگلیسی‌ها تصمیم داشتند با انعقاد یک قرارداد مشترک فرهنگی، اقتصادی و نظامی با ایران، ترکیه، افغانستان و عراق فرهنگ غربی را در این کشورها رواج دهند و برقدرت استعماری خود بیفزایند تا از این طریق از رشد و نفوذ دولت جدید‌ التأسیس شوروی ممانعت به عمل آورند. در واقع، انتخاب رضاخان به سلطنت نیز در همین راستا قرار داشت زیرا او نسبت به ارزشهای جامعه‌ی اسلامی ایران، در مقایسه با همردیفان خود، بی‌اعتناتر بود.

حکومت پهلوی از ابتدای تشکیل خود موظف بود دو هدف اساسی را تعقیب کند: جدا ساختن دین از صحنه‌ی زندگی اجتماعی و مبارزه با روحانیت. رضاشاه استراتژی اسلام‌زدایی انگلستان در ایران را به طرز پیچیده‌ و زمان‌بندی شده به مرحله‌ی اجرا درآورد. او در مسیر تحقق سیاستهای استعماری و تشدید روند وابستگی بین‌المللی که نظام سنتی جامعه‌ی ایران بزرگترین مانع در برابر آن بود به تظاهرات نوگرایی روی آورد و در این راستا منصبهای اصلی و مسئولیتهای حساس را به افرادی نظیر داور، تیمورتاش، حکمت و نصرالدوله واگذار کرد که ترک فرهنگ سنتی و اخذ فرهنگ غربی را مهم‌ترین راه پیشرفت می‌دانستند.

شایان ذکر است که سیاست مذهب زدایی، با توجه به اینکه تفکرات دینی و مذهبی و عرف و سنتهای ملی در میان ایرانیان ریشه‌ای عمیق داشت، با مشکلاتی عدیده از جمله مقاومت شدید مردم مواجه شد. دست‌اندرکاران حکومت پهلوی از طریق رواج اندیشه‌ی جدایی دین از حکومت (سکولاریسم) و تحقیر نمادهای دینی و سنتهای ملی تهاجم به مذهب را آغاز کردند. آنها برای اعمال این سیاست از ابزاری چون نظام آموزشی، کتاب و نشریات استفاده کردند. اقدامات متعدد فرهنگی طی سالهای حکومت رضاشاه انجام گرفت که درکلیه‌ آنها بر ترک سنتها و پذیرش مظاهر تمدن غربی تأکید شده بود.

در میان تحولات فرهنگی این دوره تغییر لباس سنتی و قضیه‌ی کشف حجاب بیش از دیگر موارد مورد توجه واقع شده است. سفر رضاشاه به ترکیه در ۱۳۱۳ نقطه‌ عطفی در تثبیت باورهای قبلی او مبنی بر لزوم کشف حجاب بود. این سفر اثر عمیقی بر نگرش او نسبت به میزان به اصطلاح «عقب‌ماندگی» ایرانیان نسبت به ترکها داشت. به همین دلیل، در فاصله‌ی ۱۴ ـ ۱۳۱۳ اقدامات وسیع تبلیغاتی به منظور آماده ساختن افکار عمومی برای کشف حجاب انجام گرفت.

جشنها و مجالس سخنرانی متعددی در این زمینه در پایتخت و دیگر شهرها برپا شد. کانون بانوان نیز در اردیبهشت ۱۳۱۴ تحت نظارت وزارت معارف و به ریاست شمس پهلوی تأسیس شد. در این کانون، ‌اشخاصی نظیر صدیقه‌ دولت‌آبادی، فاطمه سیاح، بدرالملوک بامداد، هاجر تربیت، فخرالزمان غفاری بایندر و پری حسام شهیدی فعالیت داشتند. این کانون موظف بود که مجالس مختلف سخنرانی برگزار کرده و از اشخاص معروف دعوت نماید تا برای حضار راجع به مقام زن و مرد سخنرانی کنند. در تعقیب این سیاست به وزارت معارف دستور داده شد که در مدارس کشور مجالس جشن و سرور و خطابه با روی باز و بدون حجاب برگزار شود و نیز تصمیم گرفته شد مدارس ابتدایی تا سال چهارم به صورت مختلط توسط زنان اداره گردد. در نشریات نیز مقالاتی من‌باب پند و اندرز و انتقاد از حجاب به چاپ رسید. اما این قبیل اقدامات و برنامه‌ها پیشرفت چندانی نداشت و اکثریت مردم نه تنها استقبالی از آن به عمل نیاورند، بلکه با دیده‌ی تحقیر به آن نگریستند.

سرانجام ، فرمان کشف حجاب به صورت رسمی در ۱۷ دی ۱۳۱۴ صادر شد. در این روز، جشنی از طرف علی‌ اصغر حکمت که خود نقش فعال و مؤثری در این ماجرا داشت، در دانشسرای مقدماتی و درحضور رضاشاه برپا شد. در این جشن همسر و دختران او و جمعی از همسران وزیران و وکیلان بدون حجاب شرکت داشتند. در این جشن، شاه طی نطقی همه‌ی زنان را به عدم استفاده از حجاب تشویق نمود و اعلام کرد که تاکنون نیمی از جمعیت کشور به حساب نمی‌آمدند، زیرا در پرده به سر می‌بردند. او همچنین افزود که نجابت و عفت زن به چادر مربوط نیست و زن روحاً و اخلاقاً می‌بایست عفیف باشد. از این تاریخ به بعد، استفاده از چادر یا هر سرپوشی، بجز کلاه های اروپایی، ممنوع اعلام شد. زنان محجبه حق ورود به خیابانها یا استفاده از وسایط نقلیه را نداشتند. کسبه نیز مجاز به فروش اجناس به زنان با حجاب نبودند.

تصویب و ابلاغ قانون کشف حجاب اعتراضات علما و روحانیون و مخالفتهای گسترده‌ی مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود. اگر چه با انتشار خبر قیام گوهرشاد، مقدمات اعتراض اجتماعی وسیعی فراهم شد،‌ اما فقدان رهبری منسجم و خشونت شدید حکومت از جمله عواملی به شمار می‌آیند که نه تنها این اعتراضات را ناکام گذاشتند بلکه رضاخان را نیز مصمم به اجرای خشونت بار کشف حجاب نمودند. با این حال قیام گوهرشاد که یک سال پس از بازگشت رضاخان از سفر به ترکیه و مشاهدات وی در مورد بی‌بند و باری و بی‌حجابی زنان ترکیه به وقوع پیوسته بود، از یکسو حکایت از تأثیر بی‌چون و چرای رضاخان از فرهنگ غربی داشت و از سوی دیگر از تعارض این فرهنگ با فرهنگ اسلامی جامعه ایران و عدم پذیرش موازین غیر شرعی توسط مردم نیز خبر می‌ داد.

امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب اسلامی که در ۱۲۹۹ کودتای رضاخان را محکوم کرده بود و در برابر سیاست‌های ضد دینی پهلوی اول همچون کشف حجاب، جدایی دین از سیاست، رواج فرهنگ اروپایی در ایران، اهانت به روحانیت و … نیز موضع‌گیری نموده بود؛ این مسئله را چنین شرح می‌دهند: «در رژیم طاغوتی پهلوی آن ظلمی که به بانوانی که مقید بودند به اینکه بر طبق اسلام عمل کنند و موافق آنچه که اسلام امر کرده است ذی خودشان را قرار دهند، در آن زمان رضا شاه به وضعی و در زمان محمد‌رضا به وضع دیگر. و بحمدالله بانوان ایران مقاومت کردند و جز یک دسته‌ای که جزء دار و دسته خود آنها بودند و غربزده بودند و با رژیم او مناسب بودند، سایر خواهرها مقاومت کردند. بنابراین اسلام در ایران زنده شد، آن خدمتی که به بانوان کرده است و خواهد کرد ارزشش به اندازه‌ای است که نمی‌توانیم ما توصیف کنیم. اگر نبود این انقلاب و نبود این تغییر و تحولی که در ایران واقع شده بود، بعد از چند سال دیگر اثری از اخلاق اسلامی در ایران نبود.»

 منبع:خبرگزاری مهر

درج دیدگاه