• کدخبر: 32888
  • تاریخ انتشار خبر: ۱۲:۳۳ ب.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۵/۰۶/۱۱
  • چاپ خبر
220282_635726587282237757_s
در کتاب «خوشبختی یک واژه پر جمعیت است» آمده؛

خطابم به توست بانو!

با توجه به ضرورت افزایش جمعیت،سازمان بسیج جامعه زنان استان اصفهان اقدام به تولید کتاب «خوشبختی یک واژه پر جمعیت است» کرده است.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آرمان زنان؛ بر همین رویه ما نیز این کتاب را بصورت هفته ای یک فصل در اختیار علاقمندان قرار خواهیم داد.

در فصل اول این کتاب با عنوان «خطابم به توست بانو!» آمده است:

متأسفانه، امروزه اشتغال بیرون از منزل برای زنان ما به صورت یک ارزش در آمده و در عوض از خانه‌داری و تربیت فرزند به عنوان وقت هدر دادن و سوزاندن فرصت‌های پیش رو تعبیر می شود؛ در حالی که رسالت اصلی زن در خانه و خانواده تحقق می‌یابد و کار او در جامعه باید طبق مصالح و نیازهای آن جامعه تنظیم گردد. به این مسئله مهم فکر کنیم که تربیت یک انسان و انسان پروری با چه شغلی در دنیا قابل مقایسه است و دین ما به عنوان کامل ترین دین، در این زمینه چه دستور می دهد.

امروزه تجمل گرایی ، مصرف گرایی و فردگرایی، سه عامل عمدۀ هوّیت یابی در بیرون از خانه و به تبع آن سخت شدن فرآیند مادری در زنان شده است. امروز، گرچه یک زن مادر است اما اولویّتش تأمین نیازهای فردی است، غافل از اینکه، نقش تکوینی زن در هویت مادرانه‌اش این است که؛ زن اگر به مقام مادری نرسد، ناقص خواهد بود.

جسم و روح و روان زن در خدمت فرزندانی است که آن‌ها را رشد می‌دهد. بنابراین وقتی زن در هویت مادرانۀ خود قرار می‌گیرد، زن بودنش معنا شده، به بالاترین حدّ شکوفایی می‌رسد. در کتب روانشناسی نیز به این مطلب اشاره شده که مادر بودن قبل از اینکه برای فرزند سودمند باشد، برای خود زن سودمند است.

به باور فمینیست‏ها، ارزش زن و اعتبار واقعى آن، در نقش مادرى دلسوز براى فرزندان نیست، بلکه در میزان کارکرد اجتماعى و فعالیت‏هاى عمومى وى در جامعه است. متأسفانه رواج نگاه فمینیستى در طبقات گوناگون زنان جامعه و حتى نفوذ آن در قشر مذهبى کشور، سبب شده تا بسیارى از زنان ما زیر بار مادر شدن نروند و مواردى نظیر؛ کار، فعالیت‏هاى اجتماعى، پیشرفت، تحصیلات و… را بهانه این امتناع قرار دهند.

اسلام با کار و فعالیت‏هاى اجتماعى زنان مخالف نیست؛ اما این را نیز نمى‏پسندد که زنان از صبح تا شب به فکر تأمین معاش باشند و زمان و حوصله کافى براى تربیت و رسیدگى به فرزندانشان که اولویت اول آنان هستند را نداشته باشند. اسلام با تقسیم کار و واگذارى تربیت فرزندان به زنان و ملزم کردن مردان به تأمین هزینه اقتصادى همسر و فرزندان، هرگونه اجبارى را از زنان برداشت تا آنان بدون هیچ نگرانى و اضطراب خاصى به فکر تربیت و وظیفه اصلى خود باشند. برخلاف دنیاى مدرن که به زنان ـ به اصطلاح ـ آزادى داد و خواست آنها را از بردگى در خانه رهایى بخشد؛ غافل از آنکه زن به بردگى مدرن و فشار کار مضاعف سپرده شد.

«ویل دورانت» [۱] اشتغال زن قرن بیستم را که باعث کاهش علاقه به مادر بودن شده است، این‏گونه به تصویر کشیده است: صنعتى‏شدن زنان، طبعاً کار خانگى را از میان برد… بیرون رفتن زن از خانه و پیدا کردن کار در کارخانه به او وجه و اعتبار مى‏بخشید… زن این بردگى جدید را با وجد و شادى پذیرفت. … و چون خانه خالى شد و جایى براى کار و زندگى در آن نماند، مردان و زنان آن را ترک کردند و رو به خوابگاه‏ها و خانه‏هاى زنبورى که آپارتمان مى‏نامیدند، نهادند… تمام روز و عصر خود را در غوغا و جنجال کوچه و خیابان گذراندند… رسم و عادتى که ده هزار سال بر جاى مانده بود، در یک نسل از میان رفت… کودکانى که در مزارع مایه شادى و کمک بودند، در شهرهاى پرجمعیت و آپارتمان‏هاى تنگ، هم گران تمام مى‏شدند و هم جلوى دست و پا را مى‏گرفتند. … شهرها… منع از بارداری را آوردند… مادر بودن کارى خطرناک گشت. زن نوین، به علت اشتغال در کارخانه از نظر جسمانى ضعیف‏تر از پیشینیان گشت. حس زیبایىِ فرومایه مرد نوین، کار را بدتر کرد؛ زیرا مرد نوین تن باریک و لاغر مى‏پسندید… زیرا آنها زیبایى را با جاذبه زودگذر جنسى سنجیدند نه با سلامت و قدرت بنیه که نشانه مادرى است. بدین‏گونه، زنان بیش از پیش از آوردن کودکان ناتوان گشتند و هرچه توانستند از مادر شدن گریزان گشتند… این زن فارغ از حال فرزند… در کنار مرد ایستاد… [۲].

برخی بر این باورند که بارداری و زایمان سلامت بانوان را به خطر می اندازد؛ در حالی که بر اساس پژوهشی در بیمارستان شهید بهشتی اصفهان، میزان شیوغ فوبیا [۳]، افکارپارانوئید [۴]، خصومت، افسردگی، حساسیت بین فردی، وسواس، روانپریشی و اضطراب در زنان نابارور بیشتر از زنان بارور است.

«جان رایان»، دین شناس کاتولیک آمریکایی، از زنان می خواهد که بچه های زیادی داشته باشند. وی معتقد است؛ تأمین خانواده های بزرگ، به انواعی از نظم نیاز دارد که حاصل آن زندگی موفق است. آن نوع از زندگی که فقط با داشتن هزینه ادامه زندگی اتفاق می افتد؛ یعنی ایثارکردن، احیای خود برای دست برداشتن از امکانات و پیش دستی برای رسیدن به آینده. وی معتقد است: کارشناسانی که به کنترل موالید معتقدند، به نوع شخصیت هایی که لازم است تربیت شوند تا جامعه به صورت متعادل رشد کند و به حیات خود ادامه دهد، فکر نکرده اند. نکته دیگر اینکه، خانواده های کم جمعیت ممکن است ثروتمند شوند، اما ثروتمند شدن آنان، از فقیر ماندنشان خطرناک تر است[۵].

«جرج گیلدر» در کتاب خود با نام «انسان و ازدواج»، بر اساس مستندات پژوهشی چنین بحث می کند که؛ مردان و زنان از زمان تولد بسیار با هم متفاوتند ولی مردان از حوالی سن بلوغ، دیگر کاملاً با زنان تفاوت می یابند از این زمان به بعد بدن مرد پر از انرژی های تعریف نشده است و همه این انرژی ها نیازمند هدایت فرهنگی است. زنان البته با چنین آشفتگی رو به رو نمی شوند؛ زیرا خیلی زود می فهمند که دارای ظرفیت معجزه آسایی برای به دنیا آوردن انسان زندۀ دیگری هستند. ولی اکنون که زنان این میل فطری را طرد کرده اند، اولین کسی که از آن ضربه می خورد خودشان هستند.

نظام سنتی، مردان را برای ازدواج و فرزند، به زنان، و زنان را برای محافطت و حمایت، به مردان وابسته می کرد. مفهوم ضمنی این توافق اجتماعی این بود که مردان تأمین کننده و حامی، و زنان فرآوری کننده و پرورش دهنده بودند؛ این گونه بود که هر دو جنس، به طور برابر به یکدیگر نیازمند بودند؛ گرچه نیازهایشان متفاوت بود.

سلامت بدن زن در بارداری، وضع حمل و شیر دادن است. خداوند که خالق کل موجودات است، مزاج زن را طوری آفریده که بدنش از زمان بلوغ تا یائسگی پیوسته غذای خاصی را مطابق نیاز کودک تولید می کند. اگر زن باردار نباشد، این غذا با خون حیض از بدن دفع می شود. به این ترتیب وقتی زنی باردار نباشد، یا شیر ندهد، مقداری از قوای جسمی خود را با عادت ماهانه از دست می دهد. به گفته دکتر سید حمید سجادی، طبق آخرین تحقیقات انجام شده، زنانی که قبل از ۱۸ سالگی کودکی از آنان متولد می شود سرطان سینه نمی گیرند و هرچه این اتفاق دیرتر رخ دهد، در صد خطر تهدید سرطان در آنها زیاد می شود.

یکی از روانپزشکان مشهور به نام دکتر «الیوت بارکر» که بیش از دو دهه با قاتلان روانی خشمگین سرو کار داشته است، با مشاهده والدین مضطرب این گونه افراد که برای دلداری فرزندان جنایتکار خود می آیند، می گوید: «من بسیار متحیّرم که این والدین هنگامی که به واقع به آنها نیاز بود کجا بودند.» وی اظهار می دارد؛ افراد روانپریشی که به وسیله او درمان می شوند بدون استثنا، سرگذشت مشابهی داشته اند؛ مدت کوتاهی بعد از تولد، کودک از مادر جدا شده و به دست سرپرست های متعدد دیگری سپرده می شود.

رحم زن، همانند چشم و دست و پا و قلب او یکی از اعضای مهم جسم و پیکر اوست. طبق نظر علمای دین [۶] ، پزشک یا جراح، حقِّ توبکتومی [۷] را ندارد؛ حتی اگر با اجازه و یا خواست زن و شوهر؛ باشد؛ زیرا موجب نقص عضو است و نقصان عضو شرعاً و عقلاً حرام است.

بسیاری به غلط این طور القا می کنند که «وازکوتومی»[۸] مردان قابل برگشت است در صورتی که طبق بررسی های انجام شده، اولین و مهم ترین عارضۀ این عمل، آن است که؛ حداقل نیمی از موارد عقیمی حاصله، دائمی و غیر قابل برگشت است. در مورد زنان، اوضاع بدتر است؛ متأسفانه بسیاری از زنان نمی توانند هیچ گونه رابطه ای میان بیماری های فعلی خود و عمل جراحی که چندین سال پیش انجام داده اند، بیابند. صحبت از عوارض «توبکتومی» در زنان، یک بحث اغراق آمیز نیست؛ زیرا در این روش، عملکرد یک ارگان در بدن گسسته می شود؛ به گونه ای که؛ لوله های تخم دان زن را از طریق فشار، سوزاندن، برق، بریدن، دوختن یا بستن با نخ، پنبه یا باند های مخصوص به نحوی مسدود می کنند که دیگر تخمدان نتواند وارد رحم شود و این عمل عوارض زیادی را به دنبال خواهد داشت.

پی نوشت ها:
۱- نویسنده و تاریخ نگار مشهور آمریکایی.
۲- لذات فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب خویی، ص۱۵۹-۱۶۱٫
۳- فوبیا، ترس بیمارگونه‌ای است که به شدت مبالغه‌آمیز و حتی توهمی است و باعث اضطراب تهدید کننده و اختلال در زندگی روزمره می شود.
۴- روان گسیختگی پارانوئید یک بیماری جدی و مزمن است که فرد گرفتار، تماس با واقعیت را از دست داده و شاید شخص را به سوی بسیاری از حالت‌های خطرناک، مانند کنش‌های خودکشی، هدایت می‌کند.
۵- جنگ علیه خانواده، جان ویلیام گاردنر، تلخیص و تدوین معصومه محمدی، ص ۲۸۷٫
۶- ر.ک: استفائات مراجع عظام؛ رساله نکاحیه maarefislam.com.
۷- بستن لوله در زنان با عمل جراحی.
۸- بستن لوله در مردان.

انتهای پیام

درج دیدگاه