• کدخبر: 30751
  • تاریخ انتشار خبر: ۸:۳۹ ق.ظ - چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۱۳
  • چاپ خبر
693524745-samatak-com
ولنگاری فرهنگی این بار در سریال پریا؛

«پریا» نماد تلذذ جنسی و بی حیایی در رسانه ملی!

علی رغم تاکیدات مقام معظم رهبری بر مقابله با ولنگاری فرهنگی هر روز شاهد لکه ننگی بر کارنامه صداو سیما هستیم. وظیفه رسانه ملی در مورد فیلمهایی که مخاطب را به دیدن آنها تشویق می کند تقویت ارزشها و باورهای اسلامی است نه بازی کردن در زمین دشمن و ترویج فرهنگ مبتذل غرب و تزریق افکار مسموم به ذهن مخاطب؛ ولی متأسفانه این روزها شاهد سهل انگاری صداو سیما در این زمینه هستیم.

پایگاه تحلیلی خبری آرمان زنان – تحریریه/ اگر نگاهی گذرا به وضعیت سریالها و فیلم های رسانه داخلی بیندازیم کاملا متوجه می شویم آنچه که از آن به عنوان خط قرمزهای دینی یاد می شود اغلب اوقات در سریالها و فیلمهای گوناگون داخلی نه تنها نادیده گرفته می شود بلکه با بزرگنمایی و رنگ و لعاب دادن گاهی مورد تایید هم واقع می شوند؛ از روابط آزاد زن و مرد گرفته تا تجمل گرایی و پوشش نامناسب و حتی گاها استفاده از الفاظ نادرست!

آنچه مسلم است مهم ترین نقش رسانه ملی ترویج سبک زندگی ایرانی-اسلامی و اشاعه فرهنگ اسلامی در جامعه است. اهمیت این مسئله را می‌توان در سخنان مقام معظم رهبری پیدا کرد به گونه‌ای که ایشان در این زمینه رسانه‌ها را در تدوین الگوی پیشرفت، مهم دانسته‌اند. اما متاسفانه مسئولان امر با بی توجهی به مطالبه رهبر معظم انقلاب، مطالبی را در رسانه داخلی به تصویر می کشند که مطابق با ارزشهای اسلامی و مبانی دینی نیست و همین کم کاری موجب از میان رفتن حرمت مقررات و شرعیات شده و کم کم جامعه را به سوی انحراف می کشاند.

در ابتدا با نگاهی کوتاه عملکرد رسانه داخلی را بررسی می کنیم:

روابط آزاد زن و مرد

روابط آزاد بین زن و مرد نامحرم و القاء این مطلب به صورت مستمر به مخاطبان مثلا در قالب روابط فامیلی، همکار یا روابط پیش از ازدواج در قالب دوستی که به وضوح در اکثر فیلمها و سریالها دیده می شود.

نوع پوشش و آرایش

مخاطب فیلم اگر در زمره جوانان یا نوجوانان باشد که قطعا هست؛ جنبه بصری فیلم بر موضوعیت فیلم برای وی ارجحیت دارد و حتما از نوع پوشش و آرایش بازیگران فیلم الگوبرداری خواهد کرد و این خود یکی از ابزارهای قوی دشمنان دین است، نوعی تهاجم فرهنگی و البته بیشتر شبیخون فرهنگی که یکی از عوارض آن ترویج بدحجابی و بی حجابی است و اگر اکنون بر تن زنان و دختران یک مملکت اسلامی لباسهایی سخیف با نوشته های لاتین که گاها معنای آن هم را نمی دانند می بینیم، باید چه کسی را مقصر دانست؟

در کنار عدم نظارت داخلی بر موضوع ساماندهی مد و موضوع قاچاق پوشاک، نباید از نقش رسانه داخلی در ترویج مد غافل شویم که همه مردم با هر وضعیتی به راحتی به آن دسترسی دارند و الگوی شماره یک عموم آنهاست.

تجملگرایی

در اکثر فیلمها موضوع پایین شهر و بالا شهری بودن مطرح می شود که در برخی باعث ایجاد غرور کاذب و در برخی دیگر نوعی سرخوردگی ایجاد می کند که آنها را نسبت به اجتماع بدبین می کند. خانه های تجملاتی، ماشین های لوکس و وسایل گران قیمت در حد اعلا که در اکثر سریالها مخصوصا فیلمهای سینمایی به چشم می خورد.

گفتار و دیالوگهای سریالها

گفتار و دیالوگهایی که در فیلمها رد و بدل می شود گاها مناسب نیست و برداشتهای سوئی بخصوص در نسل جوان در پی دارد که آن هم نیاز به اصلاح دارد. اصطلاحات مبتذل و ادبیات جنسی در برخی از فیلمها و سریالها به وضوح یا در لفافه بیان می شود که فهمیدن آن مطلب کار سختی نیست.

اگر اکنون براحتی در گفتار سانسور کلامی رعایت نشود به مرور به سمتی خواهیم رفت که بی بندوباری تصویری هم شاهد خواهیم بود کما اینکه در حال حاضر نوع پوشش برخی از شخصیتها در فیلمها خود از مصادیق بارز بدحجابی است.

حال نگاهی نقادانه داریم به سریال “پریا” که از این کاستیها مبرا نیست:

در سالهای اخیر اکثر عنوان سریالهای تلویزیون برگرفته از نام زنان است به عنوان مثال کیمیا، ستایش، تنهایی لیلا، شهرزاد و اکنون “پریا”؛ بماند شاید این هم یک نوع استفاده ابزاری از زنان باشد و البته این بار از نام آنان!

این سریال ظاهرا موضوع ایدز را به چالش کشیده است که البته آگاهی دادن به خصوص به نسل جوان در این زمینه موضوع جذابی است اما چه سود اگر از یک سو بالا بردن سطح آگاهی مردم هدف باشد و از سوی دیگر قبح زدایی در مسایل گوناگون مخصوصا مسائل اعتقادی؛ و آنچه در این سریال بیشتر خودنمایی می کند روابط آزاد بین زن و مرد است.

نفش اصلی سریال “پریا” زنی است که تجربه یک زندگی مشترک ناموفق را داشته و با و جود داشتن دو فرزند نوجوان، شخصی را که بعنوان همدل و سنگ صبور انتخاب کرده پسر جوان مجردی است که چندین سال از او کوچکتر است، و صمیمیتی غیرمعمول بین آن دو ایجاد شده که به عنوان روابط فامیلی توجیه می شود.

از آن سو پدر و مادر این دو جوان هم روابط بسیار صمیمانه ای دارند که آنها هم به عنوان میانسال بودن و ازدواج آن را توجیه می کنند. قطعا این مسائل به مرور در ذهن مخاطب نهادینه می شود و در لحظه از همین توجیهات استفاده خواهد کرد که برای یک مملکت اسلامی امری پسندیده نیست.

مسأله بعدی علاقمندی جوان این فیلم به زنی است که چندین سال از خودش بزرگتر، مطلقه و دارای دو فرزند است. اینکه چرا گرایش جوانان به سمت و سوی ازدواج با زنان مطلقه یا زنانی که چندین سال از خودشان بزرگترند پیش رفته یک مسأله اجتماعی و روانشناختی مهم است که در اجتماع هم به وفور دیده می شود و شاید الهام گرفته از همین فیلم و سریالهاست. جوانانی که بدنبال لقمه ای آماده هستند و شاید این کم توجهی قشری از جامعه به دخترانشان را نشان می دهد که آنها را مطابق با یک الگوی اسلامی آماده ازدواج نمی کنند؛ مثلا بسیاری از این دختران نام تمامی برندها، خوانندگان ترک و بازیگران هالیوود را می دانند اما از پس انجام یک کار ساده در زندگی مشترک بر نمی آیند. و پسران جوان ترجیح می دهند با کسانی ازدواج کنند که حتی اگر از خودشان بزرگترند حداقل کمی کدبانوگری و آیین شوهرداری بدانند.

مسأله دیگر اینکه پریا بعد از طلاق بلافاصله راهی خارج از کشور شده که ادامه تحصیل دهد و بعد از چند سال به گفته خودش به علت دلتنگی و عدم تحمل دوری از فرزندانش باز می گردد و جالب است که بلافاصله پس از بازگشت و زمانی که هنوز فرزندانش به درستی بازگشت و پذیرش او را هضم نکرده اند به اولین درخواست ازدواجش پاسخ مثبت می دهد پس تکلیف مهر و عطوفت مادری چه می شود؟

آیا نباید به همان اندازه که از آنان دور بوده اکنون محبت مادریش را نثار آنان می کرد؟ در حالیکه این ازدواج زود هنگام حتی به رابطه فرزندانش با پدرشان هم لطمه وارد کرد.

و سریالهای زیادی از این دست بوده اند که این گونه خودخواهیها را به نمایش گذاشته اند؛ مادرانی که عطوفت مادری خود را از فرزندانشان دریغ کرده اند و در عین حال کاملا خود را محق می دانند.

و در آخر جوانی که مصر به ازدواج با پریاست وقتی پدر را مخالف ازدواج خود می بیند بدون اجازه او پای سفره عقد می نشیند؛ درست است که پسر برای ازدواج نیازی به اذن پدر ندارد اما پس حساب بردن از جذبه پدرانه و حفظ حرمتها چه می شود؟

این مسأله به مخاطب می فهماند که می توان در صورتی که با مخالفت پدر و مادر روبرو شد به سادگی از خانه بیرون زد بدون اینکه کسی بتواند مانع شود و می توان بدون اجازه آنها کار دلخواه را انجام داد و این است که اکنون در جامعه شاهد جوانان افسارگسیخته ای هستیم که مقید به حیا و حرمت نیستند.

آنچه بدیهی است این است که در این برهه با وجود دسترسی آسان به شبکه های اجتماعی و هجوم شبکه های ماهواره ای تهاجم فرهنگی بسیار آسانتر و رسالت رسانه ملی بسیار سنگین تر شده است.

وظیفه رسانه ملی در مورد فیلمهایی که مخاطب را به دیدن آنها تشویق می کند تقویت ارزشها و باورهای اسلامی است نه بازی کردن در زمین دشمن و ترویج فرهنگ کاذب غرب و تزریق افکار مسموم به ذهن مخاطب؛ ولی متأسفانه این روزها شاهد سهل انگاری صداو سیما در این زمینه هستیم.

علی رغم تاکیدات مقام معظم رهبری بر مقابله با ولنگاری فرهنگی هر روز شاهد لکه ننگی بر کارنامه صداو سیما هستیم. بنابراین رسانه ملی باید بعنوان مهره اصلی این جبهه فرهنگی تمام قد در برابر تهاجمات این جنگ نرم و ترویج فرهنگ باطل غرب بایستد. و قطعا این مساله وظیفه مسئولان این حوزه را سنگین تر خواهد کرد که با بصیرت کامل برنامه ها را رصد کرده و با تخلفات و خطاهای این چنینی بدون هیچ تسامحی برخورد کنند و با طراحی برنامه‌های هدفمند در پیشبرد اهداف اسلامی این حوزه موثر باشند.

انتهای پیام

نویسنده

نوشته شده توسط هدیه در مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۵

اتفاقا فیلمش دقیقا حال و روز جامعه ما است و نمیشه مثل کبک سرمون رو زیر برف کنیم این فیلما خود واقعی ما را نشان می دهند . ضمنا همیشه تو فیلما نشون داده شده که جوانانی که به حرف خانواده گوش ندن عاقبتشون خوب نیست پس صبر کنید ادامه داستان رو ببینید

نویسنده

نوشته شده توسط حسین در مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۵

خوشبختانه من هیچ وقت فیلم را نمیبینم فقط شبکه مستند و یا ورزش و افق و پویا میبینم.

درج دیدگاه

تازه ها