• کدخبر: 14613
  • تاریخ انتشار خبر: ۱:۱۲ ب.ظ - یکشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۵
  • چاپ خبر
n00041648-r-b-012
در گفتگو با بانوی باستان شناس مطرح شد؛

خانواده ها روحیه خودباوری را در دختران تقویت کنند/ باستان شناسان داغدار فاجعه در اصفهان

هیچ شهری در طول تاریخ با خود چنین نکرد. به هر روی دست شهرداری از باستان شناسان بازتر است اما ما باستان شناسان داغدار اصفهان هستیم.

پایگاه تحلیلی خبری حیا؛ همزمان با سالروز میلاد فرخنده حضرت معصومه (س) که به نام روز دختر نامگذاری شده است، با یکی از دختران نخبه شهرمان گپ و گفتی داشتیم که شاید حرف هایش دردی باشد مشترک بین بسیاری از دختران. ژاله کمالی زاد حائز رتبه ۵۰۰ کنکور سراسری سال ۸۰، رتبه ۵ کنکور کارشناسی ارشد و ۳ دکتری در شته باستان شناسی که دردی به وسعت اصفهان در سینه دارد.

حیا؛ خانم کمالی زاد در ابتدا از وضعیت تحصیلی خود بگویید؟

در سال ۸۰ با رتبه ۵۰۰ در رشته علوم سیاسی دانشگاه اصفهان پذیرفته شدم اما به دلیل نداشتن علاقه به علوم سیاسی در همان سال برای ادامه تحصیل به رشته باستان شناسی تغییر رشته داده و به دانشگاه تهران رفتم. خیلی زودتر از روند عادی لیسانس خود را دریافت کردم و در همان سال با رتبه ۵ کنکور کارشناسی ارشد و در سال ۹۰ با کسب رتبه ۳ آزمون دکتری در همان دانشگاه و رشته با گرایش اسلامی پذیرفته شدم و تحصیلات خود را ادامه دادم. در سال دوم دکتری بورس تحصیلی از مرکز ایرانشناسی دانشگاه بامبرگ آلمان دریافت کردم و شش ماه برای استفاده از این بورس تحصیلی در این دانشگاه تحصیل نمودم.

حیا؛ از گذشته خود بگویید و بفرمایید که چه شد به باستان شناسی علاقه مند شدید؟

در دوران مدرسه در مسابقات شطرنج و آمادگی جسمانی رتبه می آوردم، از کودکی به امور فرهنگی علاقه داشتم و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فعالیت می کردم، قدیم ترها در حیات خانه مان خاک بازی را خیلی دوست داشتم و انگار که از همان موقع شوق باستان شناسی در نگاهم بود. پدرم مشوق من بود و البته خواهر بزرگترم که دکتری داروسازی هستند نیز الگوی خوبی برای ادامه تحصیلات من شد.
در دوران کارشناسی ارشد بررسی کردم و دیدم که حوزه اسلامی باستان شناسی مغفول مانده و بنابراین برای ادامه تحصیلات در مقطع دکتری این گرایش را برای خود برگزیدم و در حال حاضر در شرایط ارائه پایان نامه دکتری هستم که مجبورم یکی دو ماه برای بررسی های باستان شناسی به مبارکه بروم.

حیا؛ اهل کلاس کنکور هم بودید؟ موفقیت خود را مدیون چه کسانی هستید؟

به هیچ عنوان، من در یک خانه قدیمی که حیاتی با صفا داشت به طور فشرده درس خواندم، با وجود اینکه پدر و مادرم تحصیلات معمولی دارند اما اعتقاد داشتند که دختر باید روی پای خودش بایستد و لذا برای درس خواندن خیلی تشویقم می کردند. البته برادرم نیز برای کارهای میدانی در بیشتر موارد برای محافظت از من با من می آمد.

حیا؛ تا کنون چه اقدامات پژوهشی در زمینه باستان شناسی انجام داده اید؟

مقالات زیادی تا کنون ارائه کرده ام، کار ما بیشتر جنبه میدانی و پژوهشی دارد، پایان نامه کارناسی ارشد من در رابطه با قلعه خان لنجان اصفهان بود. ۴ مقاله کامل ارائه کرده ام که عناوین آن عبارت است از: “نقد و بررسی کتاب پیش از تاریخ بین النهرین”، “باستان شناسی دوره اسلامی – چالش ها و رویکردها”، “نقش قلاع شاهدژ و خان لنجان اصفهان در تحولات سیاسی نظامی سلجوقیان در اواخر قرن پنجم”، چاپ مقاله علمی پژوهشی ” مرمت آثار تاریخی و ابنیه تارخی، فرهنگی” با عنوان “بررسی تاریخی و باستان شناسی قلعه خان لنجان اصفهان” و نیز چکیده مقالاتی که عناوین آن بدین شرح می باشد: در همایش بین المللی میراث مشترک ایران و عراق با عنوان ” تغییرات پهنه فرهنگی جلگه لنجان اصفهان بر اساس منابع و متون مکتوب دوره اسلامی”، در همایش ملی باستان شناسی بیرجند با عنوان ” باستان شناسی دوره اسلامی چالش ها و رویکردها”، در سمینار یک روزه هنر فرهنگ و باستان شناسی دوره اسلامی با عنوان “بررسی روند شکل گیری باستان شناسی دوره اسلامی” و “گزارش اجمالی بررسی و نقشه برداری قلعه خان لنجان اصفهان”، ارائه مقاله ای در کنفرانس بین المللی میراث شهری آسیا در تایلند، در دومین همایش بین المللی باستان شناسی جنوب آسیا (SOSAA) با عنوان “بلوچستان ایران و روند شهرنشینی در آن”.
در یکی از همایش های پاکستان نیز چکیده مقاله ای ارائه کردم که حائز رتبه شد و آن در رابطه با راه های جنوبی اصفهان حول محور لنجان بود و در آن پهنه فرهنگی دوره اسلامی لنجان و همه روستاهای اطراف و اتفاقات رخ داده در منطقه و حتی زاینده رود، بررسی شد. در آن منطقه راهی باستانی وجود دارد که از چهارمحال و بختیاری، ایزه و بندر بصره و عراق می گذشته است و اکنون استفاده نمی شود.

حیا؛ آیا در تحقیقات میدانی باستان شناسی به موارد جالبی برخورد کرده اید؟ از خاطرات خود بگویید؟

به طور کلی در حرفه ما سفر زیاد است، باستان شناسی نیز کاری مردانه است به طوری که تنها دختر کلاسمان در مقطع دکتری من هستم، ممکن است یکی دو ماه در یک شرایط ساده صحرایی زندگی کنیم و از ۶ صبح تا بعد از ظهر به حفاری مشغول باشیم، کار میدانی است و روحیه ای قوی همراه با علاقه می خواهد، معمولا برای کار هر سال که حفاری می شود روی آن را با خاک و شن می پوشانند تا سال بعد. برای حفاری آموزشی به تپه قبرستان قزوین رفته بودیم که ۴ روز هم آنجا ماندیم، محل اسکان ما هم کاروانسرای عباسی بود که شبها در آنجا حافظ می خواندیم و صفایی می کردیم اما برای کار، مانند آقایان مجبور بودیم بیل بزنیم و با فرقون خاک ها را دور بریزیم. در کل باستان شناسی سختی های خود را دارد، از آفتاب سوختگی و گرمازدگی گرفته تا همین جابجا کردن خاک و خل ها.

حیا؛ از برنامه های آینده خود بگویید؟

به علت علاقه زیادی که به اصفهان دارم، خیلی علاقه مند هستم تا برای اصفهان کار کرده و مجله ای در زمینه اصفهان شناسی تاسیس کنم و هم اینکه در امور باستان شناسی فعالیت خود را ادامه دهم.

حیا؛ چرا اینقدر به اصفهان علاقه دارید؟

در تهران این سال ها دیده ام که چقدر به تاریخ و امور باستانی اهمیت داده می شود اما متاسفانه در اصفهان چنین چیزی مشاهده نکرده ام.
دلم برای اصفهان می سوزد، اصفهان پایتخت زمان سلجوقیان و صفویان است، در حق اصفهان کم لطفی شده، اصفهان شهری است که چهارباغ محور فرهنگی تفریحی آن بوده؛ نباید چهارباغ اصفهان را فدای مترو می کردند، راه های دیگر زیادی بود که شمال اصفهان را به جنوب آن متصل کنند مثلا مترو می توانست از مسیر خیابان کاشانی عبور کند.
یقینا در آینده لرزه های تردد مترو آثار تاریخی اطراف را به نابودی خواهد کشاند. هیچ شهری در طول تاریخ با خود چنین نکرد. به هر روی دست شهرداری از باستان شناسان بازتر است اما ما باستان شناسان داغدار اصفهان هستیم کما اینکه در خبری شنیدم قرار است مترو از زیر میدان امام که ثبت شده در یونسکو است، نیز عبور کند و این مورد دیگر می تواند فاجعه ای در اعماق تاریخ باشد.
از نظر من هر کدام از بافت های فرسوده شهرمان ارزشمند هستند اما متاسفانه مدرنیته باعث نابودی آن ها می شود، روند مدرنیته بر میدان عتیق یا امام علی (ع) اصفهان که مرکز شهر در زمان سلجوقیان بوده است، نیز تاثیر گذاشته و آن را کلا زیر و رو کرده است، این میدان و اطراف آن روزگاری محل کسب و کار و رفت و آمد مردم بوده اما با ایجاد زیرگذر و روگذر در این منطقه به وضوح می توان دیده که هم مردم و هم کسبه از وضعیت این میدان ناراضی اند.
به طور کلی در شرایط پساتحریم که موج توریست ها در حال ورود به کشورند لازم است در زمینه گردشگری کار شود که این کار برای ایران و به ویژه اصفهان و مردم منفعت زیادی خواهد داشت و یکی از راه های جذب گردشگر هم می تواند ارتقای فعالیت های باستان شناسی در اصفهان باشد. اما متاسفانه بودجه ای که برای این امور اختصاص داده می شود بسیار ناچیز است در حالی که در شهرهایی مانند یزد و کرمانشاه دامنه کارهای باستان شناسی بسیار زیاد است.

حیا؛ اگر به ۱۰ سال پیش بازمیگشتید آیا باز هم باستان شناسی را انتخاب می کردید؟

قطعا همینطور است، چون این حرفه را دوست دارم.

حیا؛ نگاهتان به دختران جامعه چگونه است؟

به نظر من دختران جامعه ما اعتماد بنفس و خود باوری کمی دارند که لازم است خانواده ها این روحیه را در آن ها تقویت کنند تا به تعالی برسند.

حیا؛ دغدغه شما در شرایط کنونی چه می تواند باشد؟

معضل رشته ما این است که رشته ای پژوهشی است و نمی توان خوداشتغالی داشت و لزوما باید از طریق پژوهشکده ها و یا بخش باستان شناسی میراث فرهنگی فعالیت کنیم. در حال حاضر دغدغه اصلی من این است که نتوانم با متناسب با رشته ام کاری برای ادامه فعالیت داشته باشم.
به جرات می توانم بگویم که هیچ شغلی برای این رشته تحصیلی که پژوهشی است، در کشور وجود ندارد مگر استخدام شدن در اداره میراث فرهنگی و گردشگری که متاسفانه در این اداره از جذب خانم ها جلوگیری می کنند. من ۱۰ تا ۱۵ سال از بهترین لحظات زندگی خود را در دانشگاهی درس خوانده ام که در سال ۱۳۱۴ گروه باستان شناسی خود را تاسیس کرده است و اگر نتوانم شغلی متناسب با تحصیلات خود داشته باشم ظلمی بزرگ خواهد بود به ویژه اینکه تمایل دارم برای اصفهان شهر زیبای خدا کار کنم.

حیا؛ انتظار شما از مسئولین چیست؟

اصفهان این پتانسیل را دارد که شرایطی ایجاد کند که فارغ التحصیلان رشته های تاریخ و باستان شناسی به کار گیری شوند چرا که خود اصفهان با کار این گروه خیلی می تواند در سطح کشور و حتی جهان بدرخشد و من نیز همین انتظار را دارم.

انتهای پیام

درج دیدگاه

تازه ها